فاطمه به طول انجاميد بطورى كه آنها سرگردان شدند و نمىدانستند توقف كنند تا رسول خدا بيرون شود و يا از آن جا بروند .
در اين هنگام رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بيرون شدند در حالى كه آثار غضب در چهره مبارك آن جناب ظاهر بود ، رسول خدا وارد مسجد شدند و در كنار منبر قرار گرفتند ، فاطمه دريافت پدرش چرا ناراحت شده و دانست كه رسول خدا از ديدن گردنبند و پرده و گوشوارهها به غضب آمده است .
فاطمه آنها را از بدنش در آورد و پرده را هم از جلو در برداشت و آنها را خدمت حضرت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرستاد و به قاصد گفت : اينها را مقابل رسول خدا بگذار و بگو دخترت سلام مىرساند و عرض مىكند اين اشياء را در راه خداوند انفاق كن .
هنگامى كه قاصد آنها را مقابل رسول خدا گذاشت پيامبر فرمود : او اين كار را كرد پدرش فدايش باد و اين سخن را سه بار تكرار كرد و بعد فرمود : دنيا براى محمد و آل محمد نيست اگر دنيا به اندازه بال مگسى ارزش داشت خداوند شربتى آب هم به كافر نمىداد ، بعد از آن رسول خدا از مسجد به خانه فاطمه رفت .
50 - مفضل گويد : امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند :
خداوند متعال به دنيا وحى كرد كسانى كه به تو خدمت مىكنند گرفتار سختى نما و هر كس به تو توجه نكرد به او خدمت كن .
بعد از آن فرمودند : در عبادت و پرهيزگارى بكوشيد و از دنيائى كه شما را ترك مىكند دست بكشيد بدانيد كه دنيا فريب دهنده است ، او خانهاى است كه فناء مىشود و زوال مىپذيرد ، كسانى كه گول دنيا را مىخورند به هلاكت مىرسند ، آنها كه به دنيا اعتماد كنند دنيا به آنها خيانت مىكند هر كس به آن اعتماد كند فريب خواهد خورد .
51 - حفص گويد : امام صادق عليه السّلام فرمودند : خداوند متعال در مناجات خود به موسى بن عمران فرمودند : اى موسى هر گاه مشاهده كردى فقر به تو روى آورده بگو اى فقر خوش آمدى كه فقر شعار صالحان مىباشد .
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 521
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٢١