به طرف آن فرا خواند گروهى دعوت او را قبول كردند و مال زيادى بدست آورد ، بعد از آن روزى با خودش فكر كرد و گفت : اين چه كارى بود كه من كردم ، دينى ساختم و مردم را به آن دعوت كردم .
كار بدى كردم فكر مىكنم خداوند توبه مرا قبول نكند مگر اينكه من مردم را بار ديگر دعوت كنم و جريان را به آنها بگويم و از آنها بخواهم دست از اين دين بردارند او مرتب به ياران خود مراجعه مىكرد و به آنان مىگفت دينى كه من شما را بسوى آن دعوت كردم باطل است و من آن را پديد آوردهام .
مريدان او گفتند : تو دروغ مىگوئى آن دين حق مىباشد تو در آن به شك و ترديد گرفتارشدهاى و از آن بازگشتهاى او بعد از اين زنجيرى بدست آورد و آن را بر گردنش آويخت و سر ديگرش بر ميخى بر زمين كوبيد و گفت : اين زنجير را از گردن بيرون نخواهم كرد تا خداوند مرا بيامرزد .
در اين هنگام خداوند به يكى از پيامبران وحى فرستاد و فرمود : به آن مرد بگو ، سوگند به عزت و جلال خودم اگر مرا به اندازهاى بخوانى تا رگهاى گردنت قطع شود تو را اجابت نخواهم كرد ، تا آنگاه كسانى كه بر اين دين مردهاند از آن عقيده برگردند .
3 - در يك حديث از امام صادق عليه السّلام عليه السّلام روايت شده كه فرمودند : هر كس مجسمهاى درست كند و يا سگى در خانه نگهدارد از اسلام بيرون مىگردد ، گفته شد اگر چنين باشد گروهى از مردم هلاك خواهند شد ، فرمود : آن طور نيست كه شما گفته مرا تلقى كرديد .
مقصودم از اينكه چيزى را عنوان كنند و مردم را پيرامون آن جمع نمايند ، اين است كه دينى غير از دين خداوند را برگزينند و مردم را به آن فرا خوانند و مقصود از كلب هم اين است كه مرد تند و بدخو را كه با ما اهل بيت دشمن مىباشند به عنوان رهبر اختيار نمايند و از او ترويج كنند ، البته اين چنين اشخاصى از دين اسلام خارج مىباشند .
4 - ابو الربيع گويد : از امام عليه السّلام پرسيدم كدام چيز آدمى را از ايمان خارج
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 459
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٥٩