تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
4 - زراره گويد : امام صادق عليه السّلام فرمودند : به من بگو حمزه گمان مىكند كه پدرم بر او ظاهر مىگردد ، گفتم آرى او چنين عقيده‌اى دارد و مىگويد : من پدر شما را مشاهده مىكنم امام عليه السّلام فرمود : او دروغ مىگويد و پدرم بر او ظاهر نمىگردد . ابليس يك شيطانى دارد كه او را متكون مىگويند او به هر صورتى ظاهر مىشود ، گاهى در صورت‌هاى كوچك و گاهى بزرگ ديده مىشود ، به خداوند سوگند او هرگز توانائى ندارد در چهره پدرم در آيد و خود را به كسى نشان دهد . 5 - بريد بن معاويه عجلى گويد : حمزه بن عمارة بربرى مىگفت : ابو جعفر عليه السّلام هر شب نزد من مىآيد و انسان‌هائى هم بودند كه گمان مىكردم حمزه آن حضرت را به آنها نشان داده است ، گويد : من خدمت امام باقر عليه السّلام رسيدم و جريان را عرض كردم فرمودند : او دروغ مىگويد خداوند او را لعنت كند ، شيطان نمىتواند در صورت پيامبر و وصى در آيد . 6 - على بن عقبه از پدرش روايت مىكند كه خدمت امام صادق عليه السّلام رسيدم و بعد از سلام در حضورش نشستم ، امام عليه السّلام به من فرمودند : در اين مجلس ابو الخطاب با هفتاد نفر حضور داشتند كه همه از او پيروى مىكردند . دل من به حال آنها ترحم كرد و من به آنها گفتم ، آيا شما را از فضائل مسلمان آگاه نكنم ، يكى از آنها كه از همه كوچك‌تر بود گفت : بفرمائيد قربانت گردم ، گفتم : از فضائل مسلمان آن است كه گفته شود فلان كس كتاب خداوند را تلاوت مىكند و يا كسى صاحب ورع مىباشد و يا شخصى از اهل عبادت مىباشد . اين‌ها هستند فضائل مسلمان چرا شما اين طرف و آن طرف مىرويد و دنبال اشخاص حركت مىكنيد ، مسلمانان فقط يك رهبر دارند كه بايد از او متابعت كنند ، شما دنبال اين مرد و يا آن مرد نرويد كه مردان مختلف با آراء گوناگون شما را گمراه خواهند كرد و حقائق را بر شما مشتبه خواهند نمود و راه حق را پيدا نخواهيد كرد . از پدرم شنيدم مىفرمودند : شيطانى هست كه او را مذهب مىگويند او در هر