چيست ، فرمودند آنها اهل ولايت مىباشند ، عرض كردم كدام ولايت فرمودند مقصود ولايت دين نمىباشد ، آن ولايت در نكاح و ارث و آميزش مىباشد ، آنها نه كفار هستند و نه مسلمان ، آنها اميدوار فضل و عنايت خدا مىباشند .
14 - سليمان بن خالد گويد : از امام صادق عليه السّلام سؤال كردم تفسير
إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ
چيست فرمود : اى سليمان در ميان اين مستضعفان كسانى مىباشند كه گردن آنها از شما كلفتتر است .
مستضعفان گروهى مىباشند كه نماز مىگذارند و روزه مىگيرند شكم و دامن خود را از حرام نگه مىدارند و معتقدند كه حق فقط در نزد ما مىباشد ، آنها به شاخههاى درخت دست مىزنند و اميد است كه خداوند آنها را مورد عفو قرار دهد زيرا به درخت چنگ زدهاند اگر چه شناخته نشدهاند ، اگر خداوند آنها را عفو كند با رحمت خود با آنها رفتار كرده و اگر آنها را عذاب كند نتيجه گمراهى آنها بوده است ، خداوند حق را به آنان نشان داد ولى آنها قبول نكردند .
15 - سليمان بن خالد گويد : از امام باقر عليه السّلام در باره مستضعفان سؤال كردم فرمودند : زنى كه در پشت پرده قرار دارد و راه به جائى ندارد به او مىگوئى نماز بخوان او هم مىخواند و هر چه بگوئى اطاعت مىكند بردهاى كه همراه مولايش حركت مىكند و چيزى نمىداند هر چه مولايش بگويد اطاعت مىكند .
پيرمردى كه فكر و عقلش را از دست داده و يا كودكى كه شعور ندارد و هر چه به آنها بگوئى انجام مىدهند اينها را مىگويند مستضعف ، اما مردى كه گردنش كلفت مىباشد و اهل مجادله و مخاصمه است و در خريد و فروش وارد مىگردد ، و شما نمىتوانى سر آن كلاه بگذارى و فريب دهى او را مستضعف مىگوئى ، خير اين ديگر مستضعف نيست و احترامى ندارد .
16 - ابو الصباح گويد : امام باقر عليه السّلام در باره مستضعفان فرمودند : آنها راهى پيدا نمىكنند تا وارد كفر شوند و به طرف ايمان هم هدايت نمىگردند تا مؤمن شوند ، آنها نه كافر هستند و نه مؤمن .
17 - ابو حنيفه كه يكى از شيعيان مىباشد گويد : امام صادق عليه السّلام فرمودند :