ندارند ، زيان مىكنند و رسوا مىشوند ، خداوند روزى آنها را معين كرده و كفالت آن را نموده است .
خداوند قبل از اينكه مخلوقات را بيافريند براى آنها روزى فراهم كرده ، ولى با همه اينها انسانها با نيروى خود مشغول فعاليت مىگردند و نقشهها طرح مىكنند و از حدود تجاوز مىنمايند ، و به اسباب و وسائلى دست مىاندازند كه نيازى به آنها نيست و خداوند آنها را بىنياز كرده است .
97 در حزن و اندوه
1 - امام صادق عليه السّلام فرمودند : اندوه از شعار عارفان مىباشد زيرا آنها از واردات غيبيه بيشتر برخوردار هستند ، و همواره از باطن جهان و اسرار نهانى آگاهند ، و خداوند با لطف و عنايات خود آنها را پوشانده است .
كسى كه محزون مىباشد در ظاهر گرفته و غبارآلود و غمگين است ولى در باطن بسيار خوشحال مىباشد ، او در ظاهر در ميان جامعه و رفت و آمد با مردم مانند بيماران بوده ولى در رابطه با خداوند مانند خويشاوندان عمل مىكند .
محزون متفكر به حساب نمىآيد زيرا كسى كه مشغول مىباشد خود را به سختى مىاندازد ولى حزن يك امر طبيعى است كه از طبيعت آدمى سرچشمه مىگردد ، حزن از باطن انسان بر مىآيد در صورتى كه فكر و انديشه از محسوسات پيدا مىگردد ، و اين دو با هم فرق دارند .
خداوند متعال در داستان يعقوب مىگويد :
إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
، در ما وراى حزن و اندوه چيزى است كه فقط خداوند آن را مىداند و ديگران از آن آگاهى ندارند .
به ربيع بن خثيم گفته شد : چرا اندوهگين مىباشى گفت : براى اينكه دنبال من هستند و اعمال مرا در نظر دارند ، طرف راست حزن گرفتارى مىباشد و طرف