پريشانى حال خود را به كدام شخص بگوئى گفتم : با حسن بن زيد مىخواهم در اين باره صحبت كنم ، گفت او حاجت شما را روا نخواهد كرد و لازم نيست حاجت خود را از وى بخواهى ، بايد از كسى حاجت بخواهى كه او توانائى داشته باشد آن را بر آورد .
من از پسر عموى خودم جعفر بن محمد شنيدم كه او از پدران خود عليهم السّلام روايت مىكرد كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : خداوند به يكى از پيامبران خود وحى كرد و فرمود : سوگند به عزّت و جلال خودم هر كس غير از من از ديگرى آرزو داشته باشد اميد او را قطع مىكنم و جامه خوارى را در بر او مىنمايم و در دوزخ جايش مىدهم .
او را از خود دور مىگردانم و از طرف من گشايشى براى او نخواهد بود و از فضل و احسان من برخوردار نخواهد شد ، آيا بنده من در هنگام سختىها به ديگران توسل مىجويد در حالى كه من مىتوانم سختىها را بر طرف سازم .
او مىخواهد از ديگرى رفع پريشانى خود را بخواهد و به ديگران اميد بسته كه سختيها را از او دفع كنند ، در حالى كه جود و توانگرى و كليد درهاى بسته در دست من مىباشد در خانه من روى همه باز است و هر كس مىخواهد بيايد و خواستهاش را بخواهد .
مگر او نمىداند هر كس در سختى و مصيبت قرار گيرد و ضعف و ناتوانى برايش پيدا شود كسى غير از من توانائى ندارد از او رفع پريشانى كند و گره از كارهاى او بگشايد ، پس چرا آرزوهاى خود را جاى ديگر مىبرد و از من اعراض مىكند .
او در حالى كه از من چيزى نخواسته من همه چيز به او دادهام ولى اكنون چيزى از من طلب نمىكند و اعراض هم مىنمايد و جاى ديگر مىرود ، و از ديگران مىخواهد مشكلات او را بر طرف سازند ، و حوائج او را بر آورند و از او پريشانىها را بزدايند .
من آن خدائى هستم كه قبل از سؤال مىدهم ، آيا اگر مورد سؤال قرار گيرم
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦٣