سوگند كسى شما را از اينجا نمىتواند نجات دهد مگر اينكه هر كدام كه كار خالصانهاى انجام دادهايد بازگو كنيد .
اينك بيائيد و آنچه را كه فقط براى خدا عمل كردهايد بگوئيد شما كارى كردهايد كه مبتلا به گناه شدهايد ، يكى از آنها گفت : بار خدايا تو مىدانى كه من زنى را بخاطر زيبائى او دوست مىداشتم و مال زيادى را براى بدست آوردن او خرج كردم .
هنگامى كه آن زن را به چنگ آوردم و خواستم از وى كام بر گيرم ناگهان متوجه آتش دوزخ شدم ، و براى ترسيدن از شما از مقابل آن برخاستم ، بار خدايا اگر ميدانى كه اين كار را براى رضايت تو انجام دادم اين سنگ را از ما دور كن و در اين جا سنگ دور شد .
ديگرى گفت : بار خدايا تو مىدانى كه من گروهى را براى زراعت اجير كرده بودم ، و قرار بود به هر يك از آنها نصف درهم بدهم ، هنگامى كه آنها از كار خود فارغ شدند مزد آنها را دادم ، يكى از آنها گفت : من كار دو نفر را كردهام و بايد يك درهم به من بدهيد ، و نصف درهم را رد كرد و رفت .
من با آن نصف درهم مقدارى بذر خريدم و بر زمين افشاندم خداوند از آن بذر روزى فراوانى پديد آورد ، و بعد از مدتى آن اجير آمد و نصف درهم را طلب كرد ، و من به او هجده هزار درهم دادم اگر مىدانى كه من راست مىگويم ، و براى ترس از تو اين كار را كردم اين سنگ را از ما دور كن ، در اين جا سنگ از كنار دور شد و آنها همديگر را مشاهده كردند .
سومى گفت : بار خدايا مىدانى كه پدر و مادرم خوابيده بودند ، من مقدارى شير در كاسه ريختم و ترسيدم كه اگر آن را بر زمين گذارم ممكن است خزندهاى در آن قرار گيرد ، و از آن طرف نمىخواستم پدر و مادر خود را بيدار كنم ، آن كاسه را همانطور در دست نگه داشتم تا آنها بيدار شدند و آن را آشاميدند .
بار خدايا اگر مىدانى من آن كار را براى تو انجام دادهام و نظر ديگرى نداشتهام اين سنگ بزرگ را از غار دور كن ، در اين هنگام سنگ از در غار كنارى
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 16
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦