بعض از شبها خواب بر آنها غلبه پيدا مىكند و اين خواب را من بر آنها مسلط مىكنم ، او بخواب مىرود و هنگام صبح از خواب بر مىخيزد و خود را ملامت مىكند كه چرا خواب ماندم و از عبادت و نماز شب محروم شدم ، او همواره متاسف و ناراحت مىباشد .
اگر من او را هر شب توفيق عبادت و نماز شب را بدهم عجب و خودخواهى او را فرا مىگيرد ، و اين عجب او را هلاك مىسازد ، او خيال مىكند با اين عبادات از همه عابدان بالاتر است و از حدود مقصران گذشته ، و از اين جهت از من دورى مىكند در حالى كه گمان دارد به من نزديك است .
اينك بايد عاملان به اعمال خود تكيه نكنند اگر چه اعمال آنها نيك باشد ، و گناهكاران هم بايد به خاطر گناه خود مايوس نگردند اگر چه گناه آنها زياد باشد ، آنها بايد به رحمت من اطمينان داشته باشند و به فضل من اميدوارى پيدا كنند .
آنها بايد به حسن توجه من اطمينان پيدا نمايند ، براى اينكه تدبير كار بندگان من با خودم مىباشد و هر چه صلاح آنها باشد خودم مقدمات آنها را فراهم مىسازم ، و من به بندگان آگاه و بصير مىباشم و از لطائف حالات آنها اطلاع دارم .
30 - سليمان بن خالد از امام صادق عليه السّلام و او از پدرانش عليهم السّلام روايت مىكند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله يكى از روزها خنديدند به اندازهاى كه دندانهايش نمايان شد ، و بعد فرمودند نمىگوئيد چرا خنديدم گفتند بفرمائيد يا رسول اللَّه فرمود : تعجب دارم از مرد مسلمانى كه همه مقدرات خداوند براى او خير است و عاقبت نيكى براى او دارد .
31 - ابن عباس گويد : رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله بسيار گرسنه شدند و به طرف كعبه رفتند و از پردههاى آن گرفتند و فرمودند : اى خداى محمد ، محمد را بيش از اين گرسنه نداشته باش ، بعد از اين جبرئيل نازل شد و با خود يك لوزه آورد .
جبرئيل گفت : اى محمد خدايت سلام مىرساند ، فرمود : اى جبرئيل خداوند خود سلام است و سلامها از او و به طرف او بازمىگردند ، گفت : خداوند مىفرمايد اين لوزه را باز كنيد ، بعد از اينكه رسول خدا آن را باز كردند در آن برگ سبزى
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 146
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٦