باشد .
بعد از آن از شير گرفته مىشود و روزى او را پدرش از كسب خود مىدهد و با رأفت و محبت و از روى قلب به او خدمت مىكند ، آنها توانائى ندارند كه اندكى از كودك خود غفلت كنند و حتى حاضرند جان خود را هم فداى او كنند .
اما هنگامى كه فرزند بزرگ شد و عقل او رشد پيدا كرد خود به طرف كسب و كار و زندگى مىرود و در اين جا شك و شبههها براى او ايجاد مىگردد و شيطان او را وسوسه مىكند تا به خداوند بد گمان گردد ، و منكر حقوق در اموال خود مىشود .
او در اين هنگام حتى به زن و فرزندان خود هم توجه نمىكند و به آنها سختگيرى مىنمايد و مىترسد روزيش تنگ گردد و اموالش از دست برود و به آينده اطمينان پيدا نمىكند ، و نسبت به آينده مضطرب مىشود ، اى فرزند من اين چنين بندهاى بد مىباشد .
16 - صفوان در يك حديث مرفوع از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : شيطان مىگويد : من در پنج چيز توانائى ندارم و نمىتوانم در آنها تصرف داشته باشم ، ولى ساير امور همه در قبضه تصرف و قدرت من مىباشند ، كسانى كه با نيت درستى به خداوند توجه داشته باشند ، و در همه امور به خداوند توكل نمايند .
كسانى كه در شب و يا روز زياد خداوند را تسبيح گويند ، كسى كه براى برادر مؤمن خود بپسندد آنچه را كه براى خود مىپسندد ، كسى هنگامى كه مصيبت بر او وارد شد بىتابى نداشته باشد ، و كسى كه به تقسيم خداوند در باره روزى رضايت داشته باشد .
17 - امام رضا عليه السّلام از پدرش و از او امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه از مردى سؤال كردند : در جواب آن حضرت گفته شد او بيمار است ، امام عليه السّلام براى عيادت او رفتند و در كنارش قرار گرفتند و او را در حال بيمارى يافتند .
امام عليه السّلام به او فرمودند به خداوند حسن ظن داشته باشيد ، گفت : به خداوند
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٢