با او را ندارد ، و احسان به كسى كه سپاسگزارى نمىكند .
56 - داود بن سرحان گويد : ما خدمت حضرت صادق عليه السّلام بوديم كه سدير صيرفى وارد شد ، امام به سدير گفت : اى سدير هر كس مالش زياد شود مسئوليت او نزد خداوند بزرگ مىگردد ، اگر مىتوانيد آن مسئوليتها را از خود دفع كنيد در دفع آن بكوشيد .
سدير گفت : يا ابن رسول اللَّه ما چگونه از خود دفع كنيم ، فرمود : حوائج برادران خود را بر آوريد و از اموال خود به آنها بدهيد ، بعد فرمود : اى سدير با نعمتها به خوبى رفتار كنيد ، و از كسانى كه به شما محبت كردهاند سپاسگزارى نمائيد .
هر كس از شما سپاسگزارى كرد به او نيكى كنيد ، و بدانيد شما هر گاه چنين رفتارى داشته باشيد استحقاق پيدا مىكنيد كه خداوند از نعمتهاى خود به شما زياد مىدهد ، و با برادران خود به نيكى رفتار نمائيد و آنها را نصيحت كنيد ، و بعد آيه شريفه
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
را قرائت كردند .
57 - معلى بن خنيس نزد امام صادق عليه السّلام رفت تا با او وداع كند و به سفر برود ، وقتى كه مىخواست از محضر آن جناب بيرون شود فرمود : اى معلى از خداوند عزّت طلب كن تا تو را عزيز گرداند ، فرمود : چگونه عزّت بخواهم يا ابن رسول اللَّه .
فرمود : اى معلى از خداوند بترس تا همه اشياء از تو بترسند اى معلى با برادرانت محبت كن و از حال آنها جويا باش و با آنان رفت و آمد داشته باش ، خداوند به وسيله بخشش محبت مىآورد و به خاطر عدم آن دشمنى مىآورد .
به خداوند سوگند اگر از من چيزى بخواهيد مىدهم و اين را دوستتر دارم تا آنگاه كه از من چيزى نخواهيد و من هم ندهم و با من دشمنى كنيد ، بدانيد كه اگر از دست من چيزى به شما رسيد بايد خدا را سپاس گويند ، و از شكر كسى كه نعمتهاى خدا به دست او به شما مىرسد خوددارى نكنيد .
58 - بكر بن عبد اللَّه گويد : عمر بن خطاب خدمت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله رسيد در