يكى از نانها را برداشت و زير و رو كرد ، سلمان گفت : چرا آن را زير و رو مىكنى .
ابو ذر گفت : مىترسم تازه نباشند ، سلمان از آن سخن ناراحت شد ، و گفت :
چرا نانها را زير و رو كردى و به هم ماليدى به خداوند سوگند در عمل و آوردن اين نان آب زير عرش و فرشتگان كار كردهاند و بادها در پديد آوردن آن فعاليت نمودهاند .
بادها آن را به ابرها سپردند ، و از ابرها باران بر زمين ريخت ، و رعد و برق و فرشتگان آن را به اينجا رسانيدند ، زمين روى آن كار كرد و چوب و آهن در آن مصرف شد ، و چهار پايان و هيزم و نمك در آن به كار گرفته شدند تا به صورت نان در آمد .
اينك چگونه مىتوانى شكر همه اين نعمتها را بجاى آورى و خداوند را سپاس بگوئى ابو ذر در پاسخ سلمان گفت : من از اين سخنان توبه مىكنم ، و از عملى كه انجام دادم استغفار مىنمايم و از تو هم كه ناراحت شدى عذر مىخواهم .
راوى گويد : يكى از روزها سلمان ابو ذر را به خانه خود دعوت كرد ، و نان خشكى كه مقدارى آب بر آن پاشيده بود در مقابل او گذاشت ابو ذر گفت : اين نان خوشمزه مىشد در صورتى كه مقدارى نمك هم در آن قرار مىگرفت .
سلمان برخاست و كوزهاش را گرو گذاشت و مقدارى نمك تهيه كرد و در مقابل ابو ذر نهاد ، ابو ذر آن نان را با نمك مىخورد ، و مىگفت : خدا را سپاس مىگوئيم كه اين قناعت را به ما عطا كرد سلمان گفت : اگر قناعت مىكردى كوزه گرو نمىرفت .
48 - ابراهيم بن عباس گويد : امام رضا عليه السّلام بسيارى از اوقات اين شعر را مىخواندند : هر گاه در خيرى قرار گرفتى گول آن را نخور ، و بگو بار خدايا ما را در آن نعمت سالم بدار ، و آن را براى ما كامل گردان .
49 - عبد اللَّه بن وليد رصافى گويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمود : سه چيز است كه به آنها زيان نمىرسد ، دعاء در هنگام اندوه ، استغفار در هنگام گناه ، و شكر در هنگام رسيدن به نعمت .
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 108
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٨