على عليه السّلام بوديم . عمرو بن عاص نيمه گليمى سياه را بر سر نيزهيى برافراشته بود .
گروهى از مردم گفتند اين رايتى است كه پيامبر ( ص ) براى عمرو عاص بسته است و همواره درباره آن سخن مى گفتند تا آنكه سخن آنان به اطلاع على ( ع ) رسيد . فرمود : آيا مى دانيد موضوع اين رايت چيست اين را پيامبر ( ص ) بيرون آوردند و دشمن خدا عمرو عاص هم آنجا بود . پيامبر فرمودند اين را با شرطى كه دارد چه كسى مى گيرد عمرو گفت : اى رسول خدا چه شرطى در آن است فرمود : اينكه با آن با مسلمانى جنگ نكنى و آن را به كافرى نسپارى و نزديك او مبرى . او با همان شرط گرفت و حال آنكه به خدا سوگند آن را به مشركان سپرده و نزديك ساخته است و امروز هم با آن با مسلمانان جنگ مىكند . سوگند به كسى كه دانه را شكافت و جان را آفريد اين گروه اسلام نياوردند بلكه به ظاهر تسليم شدند و كفر را در سينه نهان داشتند و چون براى اظهار كفر يارانى پيدا كردند آن را آشكار ساختند .
نصر از ابو عبد الرحمان مسعودى ، از يونس بن ارقم ، از عوف بن عبد الله ، از عمرو بن هند بجلى ، از پدرش نقل مىكند كه مى گفته است : چون على عليه السّلام به رايات معاويه و مردم شام نگريست فرمود : سوگند به كسى كه دانه را شكافت و جان را آفريد اينان اسلام نياوردند بلكه به ظاهر تسليم شدند و كفر را در سينه نهان داشتند و چون براى اظهار آن يارانى پيدا كردند به دشمنى خود نسبت به ما برگشتند ، بجز اينكه نماز گزاردن را ترك نكردهاند .
نصر ، از عبد العزيز بن سياه ، از حبيب بن ابى ثابت نقل مىكند كه مى گفته است : هنگام جنگ صفين مردى به عمار گفت : اى ابو اليقظان مگر پيامبر ( ص ) نفرمودند : « با مردم جنگ كنيد تا اسلام آورند و همين كه مسلمان شدند خونها و اموال خود را از من حفظ كردهاند » گفت : آرى چنين فرمودند ، ولى به خدا سوگند ، اينان مسلمان نشدند بلكه به ظاهر تسليم شدند و كفر را در سينه نهان داشتند تا براى اظهار آن يارانى پيدا كردند .
نصر ، از عبد العزيز ، از حبيب بن ابى ثابت ، از منذر ثورى نقل مىكند كه مى گفته است : محمد بن حنفيه مى گفت : روز فتح مكه هنگامى كه رسول خدا ( ص ) همراه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٠٠