29 - از محمّد بن عبدالحميد با يك واسطه نقل كرده است ، مىگويد :
مردى از آل ابىطالب از دنيا رفته بود ، امام كاظم عليه السلام حضور نداشت ، گروهى آمدند ، امام عليه السلام وقتى كه آمد و نشست ، مردم ساكت بودند گويى كه پرنده بر سر آنها نشسته و به ياد مستمندان و مرگ بودند . همين كه نشست ، قبل از هر چيز فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : بين شصت تا هفتاد سالگى وقت هجوم آرزوهاست ! سپس فرمود : بىچيزى مستمندان از غمهاى اسلام است ! » . « 1 »
30 - از صالح بن عقبه به نقل از امام كاظم عليه السلام آورده است ، فرمود :
« مردم سه دستهاند : عرب ، مولى و علج . اما عرب ماييم ، مولى ، كسى است كه ما را دوست مىدارد ، اما علج كسى است كه از ما بيزارى مىجويد و مخالف ماست » . « 2 »
31 - از محمّد بن عمرو بن سعيد به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد :
خدمت امام كاظم عليه السلام بودم كه داوود رقّى وارد شد ، عرض كرد : فدايت شوم ! مردم مىگويند : چون شش ماه بر زن باردار بگذرد ، در حقيقت خداوند از كار آفرينش وى فارغ شده است ؟ امام عليه السلام فرمود : « اى داوود ! واگذار اگر چه به نيمى از صفا باشد ! » گفتم : فدايت شوم صفا يعنى چه ؟
فرمود : « چيزى كه ( جفتى كه ) با بچه از رحم مادر بيرون مىآيد ، زيرا كه خداوند آنچه را كه بخواهد انجام مىدهد » . « 3 »
32 - از محمّد بن عيسى نقل كرده است ، مىگويد : در كتاب علىّ بن بلال
هامش
( 1 ) - معانى الأخبار : ص 402 .
( 2 ) - همان : ص 403 .
( 3 ) - همان : ص 405 .