« بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ * وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ »
« 1 »
بىترديد ، انسان به هر دو راه فضيلت و رذيلت هدايت ( تكوينى ) شده است :
« أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ * وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ * وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ »
« 2 » درست است كه
« إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ »
« 3 » ولى انسان اين توان را دارد كه بر هواهاى نفسانىاش حاكم باشد :
« وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى »
« 4 »
هرچند همهء مردم اين تأثير را بر خود احساس نمىكنند ، گروهى از آنان با توفيق الهى آن را به كار مىبرند ، و اين همان است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن باره فرمود : « هرگاه خداوند نسبت به بندهاى ارادهء نيكى كند ، از خود او پنددهندهاى برايش مقرّر مىفرمايد كه او را - به خوبىها - امر و - از بدىها - نهى مىكند » . « 5 »
بنابراين ، در انسان نيرويى باطنى هست كه نه تنها بر خيرخواهى و راهنمايى او بسنده نمىكند ، بلكه اين نيرو فرمانهايى را - به معناى صريح - متوجّهء او مىسازد ؛ بدين ترتيب كه كارى را انجام دهد و يا از كارى خوددارى كند .
بااينحال ، چه چيز باعث اين تسلّط ويژه است كه سيطره بر تمام توانمندىهاى دنيوى ما را طلب مىكند ؟ اگر آن جنبهء نورانى نفس و آن چيزى كه عقل نام دارد ، نيست ؛ پس چيست ؟
اين همان چيزى است كه قرآن كريم با الفاظ ويژهاى از آن ياد كرده است ؛ آنگاه كه حال كافران را بين دو امر به تصوير كشيده ، مىفرمايد :
« أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ » ؟
« 6 »
توجّه كنيد ، اين همان مبدأ سومى است كه بسى دور از ملاكهاى معتبر در اخلاق مىباشد ،
هامش
( 1 ) - قيامت ( 75 ) آيهء 14 : « بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است ، هرچند ( در ظاهر ) براى خود عذرهايى بتراشد . »
( 2 ) - بلد ( 90 ) آيات 8 - 10 : « آيا براى او دو چشم قرار نداديم ؟ و يك زبان و دو لب ؟ ! و او را به راه خير و شر هدايت كرديم » ، اين هدايت به سه طريق است : 1 - از طريق ادراكات عقلى و استدلالى ، 2 - از طريق فطرت و وجدان بدون نياز به استدلال ؛ 3 - از طريق وحى و تعليمات انبيا و اوصيا .
( 3 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 53 : « ( مىدانم ) كه اين نفس امّاره ، ما را به بدىها فرمان مىدهد . »
( 4 ) - نازعات ( 79 ) آيهء 40 : « و آن كسى كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوى باز دارد ، قطعا بهشت جايگاه اوست . »
( 5 ) - ديلمى ، مسند الفردوس ، روايت از طريق امّ سلمه رسيده و صحيح است . سيوطى آن را در الجامع الصّغير ، ج 1 ، ص 17 نقل كرده است .
( 6 ) - طور ( 52 ) آيهء 32 : « آيا عقلهايشان آنان را به اين اعمال دستور مىدهد ، يا آنان قومى طغيانگرند ؟ »