تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
عرض كرد : آرى . امام عليه السلام فرمود : نزد او برو ، و با او با محبّت انس بگير و در راهى كه در پيش دارد كمك كن ! وقتى كه با او مأنوس شدى ، به او بگو : براى من سؤالى پيش آمده است از شما مىپرسم ! اواز تو خواهد خواست كه بپرس ! به او بگو : اگر كسى كه به اين قرآن تكلّم كرده است نزد شما بيايد ، آيا ممكن است مقصود او از گفته‌هايش غير از آن معانى باشد كه شما با تصوّر خودتان آن معانى را در نظر گرفته‌ايد ؟ او خواهد گفت : آرى ممكن است . زيرا او مردى است كه حرفى را بشنود مىفهمد ! وقتى كه اين را قبول كرد ، به او بگو : پس شما چه مىدانيد شايد او جز آنچه را كه شما منظور كرده‌ايد ، معنى ديگرى منظور كرده باشد ! آن مرد پس از شنيدن سخنان امام عليه السلام نزد كندى رفت و با نرمش و چرب زبانى مسأله را مطرح كرد و او گفت : دوباره بگو ! شاگرد دوباره گفت : كندى با خود انديشيد و ديد چنين چيزى در يك زبان محتمل و در نظر او ممكن است ، گفت : تو را سوگند مىدهم بگو كه اين سؤال را از كجا آوردى ؟ گفت : اين چيزى بود كه به دلم افتاد و به شما عرض كردم ! كندى گفت : هرگز ! مثل تو كسى به اين مطلب نمىرسى و تو به اين مقام نرسيده‌اى ، بگو ببينم از كجا آورده‌اى ؟ شاگرد گفت : ابومحمّد عليه السلام به من امر فرمود ! كندى گفت : اكنون راست گفتى ، چنين مطلبى از كسى جز از آن خانواده بر نمىآيد ! سپس آتش خواست و تمام آنچه را كه در آن نوشته گرد آورده بود سوزاند ! » « 1 » .
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 459 .