تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
بودند ؛ بعضى جلو و بعضى پشت سر و گفت : از اينجا دور شويد ! پس رفتند ، در حالى كه آنجا سست بود كسى از آنجا نمىرفت مگر در آن گودال سقوط مىكرد ، مردم از آنچه ديدند ، ناله و زارى و اظهار تعجّب كردند ، پس على عليه السلام فرمود : آيا مىدانيد كه اين كار را چه كسى انجام داده است ؟ گفتند : نمىدانيم . فرمود : ولى اين اسب من مىداند ! اى اسب ! اين گودال چگونه فراهم شده و چه كسى اين را كنده است ؟ اسب گفت : يا اميرالمؤمنين ! وقتى كه خداى عزّوجلّ چيزى را كه نادانان قوم قصد درهم شكستن آن را دارند ، استوار سازد و يا آنچه را كه جاهلان خلق مىخواهند استوار سازند درهم شكند پيروزى از آنِ خداست و آن مردم شكست خورده‌اند ! يا اميرالمؤمنين ! اين كار را فلان و فلان - تا ده نفر را نام برد - انجام دادند ، با هم فكرى بيست و چهار نفر كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در راهند ! وانگهى آنها تصميم گرفتند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را در عقبه بكشند ولى خداى عزّوجلّ در پى حفظ رسول خدا و ولىّ خداست ، كافران بر او غالب نمىشوند . بعضى از اصحاب اميرالمؤمنين پيشنهاد كردند كه ماجرا را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بنويسند و پيكى با شتاب بفرستند ! اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : پيك الهى به محمّد رسول خود شتابان‌تر و نامه‌اش به او جلوتر رسيده است ، شما پيك و نامه براى او نفرستيد ! اين بود كه چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به آن عقبه كه رسوايىهاى منافقان و كافران در برابر آن بود ، نزديك شد ، آنها را جمع كرد و فرمود : اينك جبرئيل روح‌الأمين به من خبر داد كه بر ضد على عليه السلام چنين و چنان