كشتن علىّبن ابىطالب عليه السلام را داشتند ولى با سركوب پروردگارشان موفّق نشدند ، بخل و حسدشان نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مورد على عليه السلام - چون كار على را تمجيد مىكرد و مقام او را بالا مىبرد - آنها را بر اين واداشت ؛ از جمله وقتى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از مدينه بيرون رفت و على عليه السلام را در آنجا بجاى خود گذاشت و به وى ( على ) گفت : جبرئيل بر من نازل شد و گفت : يا محمّد ! خداوند علىّ اعلا سلام مىرساند و مىفرمايد : اى محمّد ! يا خودت مىروى و على را بجاى خود مىگذارى و يا على برود و تو بمان ! ناگزير از يكى از اينها هستى ! زيرا كه من على عليه السلام را براى يكى از اين انتخاب كردم كه هيچ كس حقيقت عظمت آن كس را نمىداند چرا كه او در اين دو مورد از من اطاعت مىكند و همچنين از اهميت پاداش او جز من خبر ندارد !
همين كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را بجاى خود گذاشت منافقان طعن فراوانى به او زدند و گفتند : پيامبر از او ناراحت شده و بدش آمده است و نمىخواسته است كه همراه او باشد ! از اين رو على عليه السلام به دنبال پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رفت تا به آن حضرت رسيد در حالى كه سخت از گفتههاى منافقان غمگين بود . رسولِ خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : يا على ! چه چيز باعث شد كه از مركز خود بيرون آيى ؟ عرض كرد : خبرهاى چنين و چنان از قول مردم به من رسيد ! پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رو به من ( على ) كرد و فرمود : آيا نمىپسندى كه نسبت به من به منزلهء هارون باشى براى موسى جز اينكه پس از من پيامبرى نيست ؟ اين بود كه على عليه السلام بجاى خود برگشت . از اين رو منافقان انديشيدند كه او را بكشند و جلوتر رفتند در سر راه او گودال طولانى حدود پنجاه ذراع كندند سپس روى آن را با نىهاى باريك
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 330
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٣٠