مشاهدهء خودت را براى خود و ساير قريش و عرب و شنيدههاى از كلام ايشان را ؟ ابوجهل گفت : خير ! پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : بنابراين از كجا فهميدى كه تمام مشاهدات و آنچه با حواس خود درك كردى همه خيالبافى است ؟ ! ابوجهل گفت : خيالبافى چيست ؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
اين خيالبافى نيست و اگر نه چگونه قبول مىكنى كه آنچه در عالم چيزى را ديدهاى مطمئنتر از اين است ؟ . . . تا آخر خبر . « 1 »
3 - نامهء ابوجهل به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم موقعى كه به مدينه هجرت كرد و پاسخ آن حضرت به روايت ابومحمّد حسن عسكرى عليه السلام از اين قرار است :
« يا محمّد ! آن تارهايى كه در سردارى همانها مكه را بر تو تنگ كرد و به يثرب ( مدينه ) انداخت و همانها همواره تو را مىگريزاند و تو را به كارى وا مىدارد كه باعث تباهى تو شود و شهر را به مردم شهر ناامن كنى و آنان را به گرماى آتش جهنم دراندازى ، و از حدّ خود تجاوز كنى و من راه چارهء آن را نمىبينم جز اينكه تمام قريش هم دست و به منزلهء يك فرد به قصد ريختن خون تو و دفع زيان و بلاى تو يك باره حمله كنند ، و تو با ايشان همراه نادانان فريب خوردهات روبرو شوى ؛ آن جمعى كه برخى نسبت به تو كافر و برخى دشمن تواند ولى به اميد كمك تو و بر طرف كردن ترس خود به سراغ تو آمدهاند تا با هلاك شدن تو هلاك شوند و با نابودى تو خانوادهاش را نابود كنند ، و او با كسانى كه تحت سرپرستى اوست با نيازمندى تو و پيروانت نيازمند گردند ، زيرا آنها معتقدند كه دشمنان تو وقتى كه بر تو پيروز شوند و به زور وارد
هامش
( 1 ) - احتجاج : 1 / 26 .