تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
خداى من و سرور من ! من بندهء تو فرزند بنده و كنيزت - فلانى فرزند فلانى - من خردسال بودم تو مرا رشد دادى ، من نيازمند بودم بىنيازم كردى ، و بالا بردى در حالى كه ناچيز بودم ، استوارم كردى در حالى كه شكسته بودم ، و بر من منّت نهادى بدانچه شايسته خودت بود در حالى كه از من به آن داناتر بودى . و مرا به عزّت و جلال خودت از روى لطف از غم و اندوه نجات دادى و پس از تنگدستى فراخى بخشيدى و نعمت فراوانم دادى و منّت خود را بر من واجب كردى ، و بيش از حدّ انتظار مرا رساندى تا مرا بيازمايى ، و اندازه شكرگذارى و مقدار تلاش و طاعت و اقرار و بازگشت مرا به درگاه خودت ، بنمايانى و به لطف خودت با من رفتار نمايى و حجّت را بر من تمام كنى ! با اين همه من حق نعمت تو را ندانستم و از الطافى كه فرموده بودى فراموش كردم و نادانى و كورى مرا به ارتكاب لغزشها و خطا كشاند تا آنجا كه به گمراهى پستى افتادم و يك پارچه تقصير و كورى شدم و راه منحرفان و سركشان را رفتم و رفتم تا اينكه بر سرم آمد آنچه از آن بيمناك بودم و راز من برملا شد ! و به حال نااميدى و شدّت و گرفتارى ، بعد از احسان كامل و نعمت پياپى و پرده پوشى زيبا و نگهبانى تمام تو ! در افتادم . خداى من و اى سرور و مولايم ! به دليل لغزشها حالم دگرگون و خاطرم مشوّش و درهم ريختگيم آشكار ، بيچارگيم فراگير و تهى دستيم برملا ، و اميدهايم از مخلوقات گسسته شده است ، در حالى كه تو بر گنهكاران نعمتهايت را باز مىگردانى ، و بر بدكاران با احسان و عطايا ، از باب لطف و بخشندگى و جود و بزرگوارى رفتار مىكنى ! و مرا با كامل