مىنوشت . فرمود : « نيّت خود را خالص و شك و ترديد را از دلت مىزدايى و نماز عشاى واجب را مىخوانى ، سپس دو ركعت نماز بجا مىآورى ؛ در حالى كه نشستهاى در ركعت اول سوره فاتحه و سورهء واقعه و در كعت دوم سورهء حمد و قل هواللَّه احد را مىخوانى و سخن و حديث را ترك مىكنى و به چيزى از تسبيح و ذكر مشغول نمىشوى ، و چون به بستر خواب رفتى تسبيح فاطمه عليها السلام را مىگويى سپس به طرف راست مىخوابى در حالى كه به ياد خدايى تا اينكه خوابت ببرد و هر وقت بيدار شدى خداى عزّوجلّ را به تقديس و تعظيم و هر چه از ذكر خدا به خاطر آوردى ياد مىكنى .
و چون ثلث آخر شب شد بلند مىشوى ، وضو مىگيرى و هشت ركعت نماز پيوسته مىخوانى و در هر ركعت سوره فاتحه و
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
را پنجاه مرتبه قرائت مىكنى . آنگاه دو ركعت ديگر بجا مىآورى ؛ در ركعت اوّل حمد و
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى
و در ركعت دوم ، حمد و
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ
را مىخوانى ، و چون فارغ شدى بر مىخيزى و يك ركعت نماز وتر را بجا مىآورى ؛ سوره حمد و قل هواللَّه احد را در آن قرائت مىكنى و دعاى نماز وتر را مىخوانى و دعاى دست را با خشوع و زارى و آرامش طول مىدهى ! و چون از نماز وتر فارغ شدى و سلام دادى به پا مىخيزى و دست راست خود را به كاغذى كه با خط خودت به شرحى كه گفتيم نوشتهاى دراز مىكنى و سر برهنه در حالى كه دست چپ بر كمر گرفتهاى ، مىگويى :
ياربّ ! تا نفس تو قطع شود ، يا سيّدى ! همين طور ، يا مولاى ! همين طور ، « هذا مقام العائذ الضّارع . . . » اين جايگاه پناهندهء ناتوان ، خوار و خاشع ،