گفتند : آن هم 161 سال مىشود . فرمود : پس با « آلر » كه بر او نازل شده است چه مىكنيد ؟ گفتند : اين بيشتر و 231 سال است .
پس على عليه السلام فرمود : با « المر » كه بر آن حضرت نازل شده است ، چه مىكنيد ؟
گفتند : اين هم 271 سال مىشود .
پس على عليه السلام فرمود : يكى از آنها زمان حكومت اوست يا همهء اينها ؟
سخنشان درهم شد ، يكى گفت : يكى از آنها و ديگرى گفت : بلكه تمام اين مدت يعنى 734 سال براى او فراهم مىشود ! سپس سلطنت به ما يعنى يهود بر مىگردد . على عليه السلام فرمود : آيا كتابى از كتابهاى خدا چنين گفته است و يا نظر خودتان است ؟ بعضى گفتند : كتاب خدا گفته است ، ديگران گفتند : بلكه عقيدهء خود ما اين است !
على عليه السلام فرمود : كتابى از جانب خدا بياوريد كه چنين حرفى را زده باشد ! آنها از آوردن آن عاجز ماندند . به صاحبان عقيدهء ديگر فرمود :
دليلى براى درستى اين عقيدتان بياوريد ! گفتند : دليل درستى حرف ما اين است كه اين حساب جمل ( ابجد ) است . فرمود : چگونه دلالت بر نظر شما دارد در صورتى كه در اين حروف چيزى جز آنچه شما حدس مىزنيد بيان نشده است ؛ آيا شما باور مىكنيد اگر به شما بگويند : اين حروف دلالتى براين مدتسلطنت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم نداردبلكه دليل آن است كه هر كدام از شما به تعداد اين حساب لعن و نفرين شدهايد و يا به شمار اينها براى هر كدام از شما و ما درهم و دينار است ، و يا اينكه به نفع على برگردن هر يك از شما وامى به شمار و اعداد اين حساب است ؟ ! گفتند : يا اباالحسن ! هيچ يك از گفتههاى شما به وضوح در « الم » « المص » ، « الر » و « المر »
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 223
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢٢٣