كردم و ماجراى خودم را با آن آموزگار و گفتهء او را به عرض رساندم .
فرمود : « راست گفته است ، چون زياد خسته شدم و به گنجينه هايى كه از پدرانم به ارث مىبريم و از دژها و اسلحهها و سپرها نزد ما عزيزتر است يعنى دعاى مظلوم در برابر ظالم ، مراجعه كردم و آن را خواندم و خداوند او را هلاك كرد ! »
عرض كردم : سرورم ! اگر صلاح مىدانيد او را به من بياموزيد ! و آن حضرت به من آموخت و آن دعا اين است :
« خداوندا ! من و فلانى - يعنى متوكّل - دو بنده از بندگان توايم ، زمام اختيار ما در دست تو است ؛ تو منزلگاه دائمى و موقتى ما و پناهگاه و آرامگاه ما ؛ آشكار و نهان ما را مىدانى و از نيات ما آگاهى ، علم و آگاهى تو به كارهاى ظاهر ما همچون علم به كارهاى پنهان ماست . و هيچ يك از اعمال ما بر تو پوشيده نيست و هيچ حالى از احوال ما از تو پنهان نمىباشد 0 و هيچ پناهگاهى نيست كه ما را از عذاب تو نگهدارد و هيچ سنگرى نيست كه ما را از كيفر تو باز دارد و هيچ راه گريزى از قدرت تو براى ما وجود ندارد و هيچ ستمگرى با قدرت خود نمىتواند از انتقام تو بر كنار باشد و سپاه و لشكرش با تو در ستيزند و قدرت هيچ قدرتمندى را ياراى برابرى با تو نيست و هيچ عزيزى با تمام امكانات عزتش به پاى عزت تو نمىرسد ؛ او هر كجا كه باشد زير سيطره تو است و هر كجا برود در قبضهء قدرت تو مىباشد ! خدايا اكنون آن كه مظلوم است به درگاه تو آمده و آن كه از ما ستمديده است بر تو توكّل جسته و رو به تو آورده است و آن كه كسى او را يارى نكرده است ، از تو يارى خواسته و چون ياورى نداشته تو را به فرياد خود خوانده ، و چون از موجودات
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 292
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢٩٢