خدمت امام كاظم عليه السلام بودم ، مردى وارد شد ، امام عليه السلام فرمود : « فلانى تو تا يك ماه ديگر از دنيا مىروى ! » در دلم گفتم : گويا او اجل شيعيان را مىداند ! امام عليه السلام فرمود : « يا اسحاق ، اين قبيل چيزها را انكار نكنيد ، رشيد هجرى با اينكه مستضعف بود علم منايا داشت امام كه به اين چيزها سزاوارتر است . سپس فرمود : « اسحاق ! تو تا دو سال ديگر مىميرى و زن و بچههايت و كسانت گرفتار مىشوند و سخت دچار تنگدستى مىگردند ! » و همانطور شد كه فرموده بود ، در اين سخن امام سه نشانه است » . « 1 »
63 - همو از خالد بن نجيح نقل كرده است . . . « 2 »
64 - همو از وى نقل كرده است ، مىگويد : به امام كاظم عليه السلام گفتم :
اصحاب ما از كوفه آمدهاند گفتند : مفضّل از درد نجات يافته است براى او دعا كنيد ! فرمود : « او آسوده شد ! » اين سخن امام عليه السلام سه روز پس از مرگ مفضّل بود . « 3 »
65 - همو مىگويد : من در مكه همراه امام كاظم عليه السلام بودم ؛ وارد شدم فرمود : از ياران شما چه كسى اينجا هست اين هشت نفر را شمردم . . . « 4 »
66 - همو از عبدالرّحمان بن حجاج نقل كرده است ، مىگويد : امام كاظم عليه السلام از شهاب بن عبداللَّه پولى وام گرفت و چيزى نوشت و آن را دست من داد و فرمود : « اگر براى من اتفاقى افتاد ! » . عبدالرّحمان مىگويد :
هامش
( 1 ) - الثّاقب خطّى .
( 2 ) - همان . اين حديث را به شماره ( 48 ) نقل كرديم - م .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - الثاقب : ص 172 . اين حديث به شماره ( 50 ) گذشت - م .