تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
از جمله ! در سفرى بود ، گرسنگى همسفران شديد شد ، فرمود : هركس چيزى همراه دارد ، بياورد ! فردى از آنها به مقدار يك صاع ( خرما ) آورد ، پيامبر روپوش و سفرهء چرمى خواست سپس خرمايى بر آن مقدار افزود و از پروردگار درخواست كرد ، خداوند آن خرماها را بقدرى زياد كرد كه تا مدينه توشهء همه آنها شد . از جمله پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم داشت از سفر برمىگشت ، گروهى خدمت آن حضرت آمدند ، گفتند : يا رسول اللَّه ما چاه آبى داريم ، وقتى كه هوا گرم مىشود ، اطراف آن جمع مىشويم و چون زمستان مىشود ، به آبهاى اطراف پراكنده مىشويم ، در حالى كه اطراف ما دشمن است ! از خدا بخواهيد اين چاه ما پر آب شود ! پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آب دهان را در چاه انداخت بقدرى آب در داخل چاه زياد شد كه نمىتوانستند از زيادى آب قعر چاه را ببينند ، اين خبر به مسيلمهء كذّاب رسيد ، خواست همين كار را در چاه كم آبى انجام دهد ، نگونبخت داخل چاه آب دهان انداخت ، آب چاه چنان خشكيد كه مانند شنزارى شد . از جمله سراقة بن جعشم موقعى كه قريش او را به دنبال پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرستادند ، تيرى از داخل جعبه تيرها به او داد و گفت : به زودى به چند چوپان برخورد مىكنى وقتى به آنها رسيدى اين علامت من نزد وى است نزد او ( شيرى ) بنوش ! چون به ايشان رسيد بز باردارى را آوردند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بز را دست كشيد ، بز شير داد ، در آستانه وضع حمل بقدرى شير داد كه ظرفها پر شد و به آرامى ظرفها را برمىداشتند . از جمله آنكه خانهء امّ شريك فرود آمد ، مشك كوچكى آورد كه داخل
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 450 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى