حرز ديگرى به همان مضمون از امام عليه السلام
3 - . « 1 » همو از على بن يقطين نقل كرده است ، مىگويد : من بالا سر هارون ايستاده بودم ناگهان موسى بن جعفر عليهما السلام را طلبيد درحالى كه سخت بر او غضبناك بود ، همين كه وارد شد لبهايش را به كلماتى حركت داد پس هارون رو به آن حضرت كرد و با او ملاطفت نمود و به او نيكى كرد و اجازه بازگشت داد ! عرض كردم : يابن رسول اللَّه ! فدايت شوم ، شما درحالى بر هارون وارد شديد كه او به شما سخت غضبناك بود ، ترديدى نداشتم ك فرمان قتل شما را مىدهد درحالى كه خداوند شما را از شرّ او سالم داشت ، چه بود كه لبهايتان را تكان مىداديد ؟ فرمود : « دو دعا كردم :
يكى خاص و ديگرى عام پس خداوند شرّ او را از من بازداشت » عرض كردم : يابن رسول اللَّه ! دعاها چه بود ؟
فرمود : « اما دعاى خاص : خدايا تو دو پسربچه را بهخاطر شايستگى پدر و مادرشان نگاه داشتى مرا هم بهخاطر شايستگى پدرانم حفظ كن ! و اما دعاى عام : خدايا تو از هر كسى كفايت مىكنى درحالى كه هيچكس از تو كفايت نمىكند پس مرا به هر وسيله و هر طورى كه خواهى از شرّ او كفايتم كن ! پس خداوند شرّ او را از من بازداشت » . « 2 »
4 - وى با همين اسناد از ابراهيم بن هاشم به روايت خود نقل كرده است ، مىگويد : امام صادق عليه السلام آياتى از قرآن را بيرون آورد و آنها را براى پسرش موسى كاظم عليه السلام حرز قرار داد و او مىخواند و خود را بدان
هامش
( 1 ) - حرز شماره 2 از مهج الدّعوات : ص 28 را قبلًا با عنوان دعا در برابر دشمن ( نفرين بر دشمن ) ازامالى طوسى به شماره ( 2 ) نقل كرديم - م .
( 2 ) - همان .