دعا در برابر دشمن
1 - كلينى مىنويسد : از امام كاظم عليه السلام روايت كردهاند كه هرگاه يكى از شماها خواست به دشمن نفرين كند ، بگويد : خدايا به بلاى شبانهاى كه نظير ندارد او را گرفتارش كن و دشمن را بر او چيره ساز ! » . « 1 »
2 - شيخ طوسى از حسين بن على بن يقطين نقل كرده است ، مىگويد :
به امام كاظم عليه السلام خبر دادند كه موسى بن هدى قصد تعرّض او را دارد ، درحالى كه جماعتى از اقوام آن حضرت در نزد او بودند ، امام عليه السلام رو به كسان خود كرد و فرمود : « نظر شما در اينباره چيست ؟ » گفتند : نظر ما اين است كه از اين مرد دور شوى و خود را پنهان كنى كه از شرّ او درامان نيستى ، امام عليه السلام لبخندى زد و ( به اين شعر كعب بن مالك تمثّل جست ) فرمود : « سخينه ( نام زنى است ) گمان مىبرد كه بر پروردگارش غالب مىشود - درحالى كه بايد غالب شود آنكه بر افراد بسيار غالب ، غالب است ! » .
آنگاه دست خود را به طرف آسمان بلند كرد و گفت : « خدايا ! چه بسيار دشمنى كه كارد خود را برايم تيز كرده و تيغش را به رويم كشيده و سلاحش را به رويم آهخته و زهرهاى كشندهء خود را فراهم كرده و چشم حراست او ازمن نخوابيده است ! خدايا ! تو چون ناتوانيم را از تحمّل ناگوارىها و درماندگيم را از پيشامدهاى بنيانكن ديدى به نيرو و توان خودت آنها را از من دفع كردى نه به نيرو و توان من و او را در همان چاهى افكندى كه براى من كنده بود ، درحالى كه از آرزوهاى دنيائيش
هامش
( 1 ) - كافى : 2 / 512 .