عرض كردم : آنچه را كه مقدّر شده است فهميدم ، بفرماييد : آنچه مقدّر نشده يعنى چه ؟ فرمود : « تا وقتى كه به تقدير نرسيده است » . « 1 »
2 - سيد بن طاووس مىگويد : از مولايمان موسى بن جعفر عليهما السلام دعايى را از كتاب « كنوز النّجاح » طبرسى نقل كردهاند ؛ دعايى است كه بلا را دفع مىكند و داستان درازى دارد ، مىگويد : چون امام عليه السلام به دربار هارون وارد شد درحالى كه هارون تصميم بدى دربارهء آن حضرت گرفته بود ، ازجا جست و با او معانقه كرد و در آغوش گرفت و پس از ساعتى او را با احترام آزاد كرد ، چون امام عليه السلام پشت كرد ، فضل بن ربيع گفت : يا اميرالمؤمنين [ ! ] تصميم داشتى او را بيازارى و مجازات كنى پس چرا آزاد كردى و به او جوايز و هدايايى دادى ؟ !
گفت : فضل از طرف او چيز مهمّى به من ابلاغ شد ، دانستم كه او در پيشگاه خدا مقام والايى دارد ؛ وقتى كه تو رفتى او را نزد ما بياورى گروههايى را ديدم در دستشان حربههايى اطراف كاخ مرا گرفتهاند و حربهها را به پايهء كاخ فرو بردهاند ، مىگويند : اگر فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را اذيّت كنى تو را به زمين فرو مىبريم و اگر به او احسان كنى ما به راه خود مىرويم !
فضل مىگويد : من دنبال امام رفتم و گفتم : شما چه گفتيد كه از شرّ هارون خلاص شديد ؟ فرمود : « دعاى جدّم علىّ بن ابىطالب عليه السلام را خواندم كه آن حضرت اين دعا را مىخواند با لشكرى روبرو نمىشد مگر اينكه آن را شكست مىداد و با هيچ جنگجويى مگر بر او غالب مىشد و
هامش
( 1 ) - كافى : 2 / 469 .