آن دعاى دفع بلاست » عرض كرد : كدام دعا ؟ فرمود :
« بار خدايا به كمك تو حمله مىكنم ، تصميم مىگيرم ، به دشمن نزديك مىشوم و به او يورش مىبرم و با نصرت تو بر او پيروز مىشوم . و به مشيّت تو مىميرم و زنده مىشوم . خداوندا ! خوم را به تو تسليم نمودم و امر خويش را به تو واگذاردم ، هيچ نيرو و توانى مستقل نيست مگر به خداوند والاى باعظمت . بار خدايا ! تو مرا آفريدهاى و روزيم دادهاى و ادارهام كرده و بىنيازم نمودهاى و هرگاه در حال سقوط قرار گرفتم ، مرا بازگرداندهاى و هرگاه لغزيدهام استوارم نمودهاى و اگر بيمار شدم شفايم دادهاى و هر وقت دعا كردم اجابت فرمودهاى ! اى آقاى من ! از من راض باش كه مرا خشنود كردهاى ! » . « 1 »
3 - مجلسى از ابو ولاد حفص بن سالم خيّاط نقل كرده است ، مىگويد :
خدمت امام كاظم عليه السلام در مدينه رسيدم و چيزى همراه داشتم كه به آن حضرت رساندم ، فرمود : « به يارانت سلام برسان و بگو : از خداى عزّ و جلّ بترسيد زيرا كه شما در زمان فرمانرواى ستمكارى - يعنى منصور دوانيقى - هستيد ! زبانتان را حفظ كنيد و خويشتندار باشيد و دينتان را نگهداريد و آنچه را كه بر ما و خودتان مىترسيد وسيلهء دعا بر طرف كنيد زيرا كه درخواست از خدا بلا را دفع مىكند درحالى كه قضا و قدر الهى بر آن تعلق گرفته و جز اجراى آن چيزى نمانده باشد ؛ وقتى كه خدا را بخوانند و درخواست كنند ، مسلماً بلا را دفع نمايد ، بنابراين در زارى و دعا پافشارى كنيد تا خداوند بلا را از شما دفع كند ! » .
هامش
( 1 ) - المجتنى : ص 22 .