تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
از رسيدن به خانواده‌اش مىميرد و تو از آن حالتى كه داشتى پشيمان خواهى شد ، از آن جهت كه شما هر دو قطع رحم كرده‌ايد ، خداوند عمر شما را كوتاه كرده است . آن مرد عرض كرد : اجل من چه وقت فرا مىرسد ؟ فرمود : اما اجل تو فرارسيده بود تا اينكه در فلان جا عمّه‌ات را به ترتيبى صلهء رحم كردى ، بيست سال به عمرت افزوده شد . راوى مىگويد : همان مردى را درحال انجام اعمال حج ( ظاهراً در سفر ديگر ) ديدم ، گفت كه برادرش به خانواده‌اش نرسيد ( بين راه از دنيا رفت ) و در بين راه به خاك سپرده شد . « 1 »

صفوان بن مهران جمّال

1 - كشى از صفوان بن مهران جمّال نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم ، فرمود : « صفوان همهء كارهاى تو نيكو و زيباست جز يك كار تو ! » عرض كردم : فدايت شوم ! كدام كار ؟ فرمود : « كرايه دادن شترانت به اين مرد - يعنى هارون - » . گفتم : به‌خدا قسم كه من جهت سركشى و خودسرى و براى شكار و هرزگى كرايه نداده‌ام بلكه براى اين راه - يعنى راه مكه - كرايه داده‌ام و خودم شخصاً نيز آن را عهده‌دار نيستم بلكه غلامانم را همراه او مىفرستم . فرمود : « صفوان ! آيا كرايه تو بر ذمّهء ايشان مىماند ؟ » گفتم : آرى فدايت شوم ! فرمود : « آيا دوست دارى كه آنها زنده بمانند تا كرايه ات
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 374 .