چون كند . پس من جهد كردم و خود را از قفس بينداختم و با ايشان بپريدم . مرا گفتند در پيش تو بقاع هست كه از آنها نجات نيابى و از بلا أيمن نشوى تا آن مسافت كه ميان تو و آن بقاع است ، قطع نكنى ، بر اثر ما مىآى تا تو را نجات دهيم و بر راه راست تو را به مقصود رسانيم . پس ما مىپريديم در ميان وادى با آب و گياه و عمارت بسيار تا زان ميان بگذشتيم و بر سر كوه اوّل رسيديم ، پيش چشم هشت كوه ديگر ديدم ، بزرگ كه چشم غايت آن را ادراك نمىتوانست كرد ، بعضي از رفقاى ما گفتند ايمنى نخواهد بود الّا كه بشتابيد تا به سلامت از بن كوهها بگذريم . »
رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام ) — صفحة 90
مساهمون: أبو علي سينا
ص٩٠