داريم ولى اين قوم يك اندازه و نهايتى دارند كه ناگزير بايد به آنجا برسند » . گفتم : دوباره تكرار نمىكنم و در دلم هرگز چنان تصورّى نخواهم داشت . فرمود : « هرگز تكرار نكنى ! » . « 1 »
5 - همو از محمّد بن حكيم به نقل از امام كاظم عليه السلام آورده است ، فرمود :
« كسانى پيش از شما بهخاطر قياس ( مقايسه مسائل و احكام در حلال و حرام ) هلاك شدند درحالى كه خداى تبارك و تعالى پيامبرش را از دنيا نبرد تا اينكه وى تمام احكام دين را از حلال و حرام كامل كرد و هر چه را كه شما نيازمنديد در زمان حياتش آورد ، شما مىتوانيد از او و اهلبيتش پس از مرگ وى كمك بگيريد . همهء آنها بهصورت مصحفى در نزد اهلبيت آن حضرت است كه حتى ديهء خراش دست در آن آمده است » .
سپس فرمود : « ابوحنيفه - خدايش لعنت كند - از كسانى بود كه مىگفت :
على عليه السلام چنين مىگفت ، من چنان مىگويم ! » . « 2 »
6 - از هشام بن سالم نقل كره ، مىگويد : در مجلسى بر عبداللَّه بن جعفر و ابوالحسن وارد شدم . . . رو به عبداللَّه كردم ولى چيزى نپرسيدم تا اينكه صحبت از زكات شد سؤالى از او كردم ، گفت : راجع به زكات از من مىپرسى ؛ هر كس چهل درهم داشت يك درهم آن زكات است . با شنيدن اين سخن نگران شدم و از او تعجّب كردم ، گفتم : خداوند امر شما را اصلاح كند ! شما مىدانيد كه من چقدر پدرتان را دوست داشتم و تنها به او دلبسته بودم من از او نوشتههايى را كه شنيدهام دارم ، دوست داريد آنها را براى شما بياورم ؟ گفت : آرى برادرزاده بياور ! من با كمك طلبيدن
هامش
( 1 ) - بصائر الدّرجات : ص 126 .
( 2 ) - همان : ص 147 .