محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و وصيّت او ( به خلافت و امامت ) على عليه السلام » . « 1 »
2 - حميرى از على بن سويد سابى نقل كرده است ، مىگويد : امام كاظم عليه السلام در نامهاى نوشت : « نخستين چيزى كه در اين شبها ابلاغ مىكنم خبر مرگ خودم را به تو مىهم بدون جزع و نگرانى و بدن پشيمانى و ترديد در آن از قضاى الهى اتفاق مىافتد و حتمى است ! بنابراين به ريسمان دين ؛ آل محمّد صلوات اللَّه عليه و عليهم و به رشتهء محكم وصىّ پس از وصىّ چنگ بزن و تسليم و رضايت به آنچه گويند » . « 2 »
3 - شيخ صدوق از سعيد بن ( ابى ) سعيد بلخى روايت كرده است ، مىگويد : از امام كاظم عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « خداى عزّ و جلّ در وقت هر نمازى كه اين مردم مىخوانند لعنتى دارد » . گفتم : فدايت شوم ! براى چه لعنت ؟ فرمود : « براى انكار ايشان حق ما را و تكذيب آنها ما را » . « 3 »
4 - همو از صفوان بن يحيى به نقل از امام كاظم عليه السلام آورده است ، فرمود : « خداى عزّ و جلّ هرگز زمين را بدون امام از آغاز درگذشت آدم عليه السلام فروگذار نكرده است كه مردم بدان وسيله به سوى خداى متعال هدايت مىشوند و او بر بندگان حجّت است . هر كه او را ترك كند گمراه است و هر كه بر او پيوندد حق است بر خداى عزّ و جلّ كه او را نجات دهد » . « 4 »
5 - از عبداللَّه بن قدامهء ترمذى به نقل از امام كاظم عليه السلام آورده است ،
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 437 .
( 2 ) - قرب الاسناد : ص 142 .
( 3 ) - علل الشّرايع : 2 / 289 ؛ عقاب الأعمال : ص 248 .
( 4 ) - كمال الدّين : ص 220 - 413 .