ستم نمىباشد . »
راوى مىگويد : عرض كردم : پس اين سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم « خدا بيامرزد برادرم سليمان را چقدر بخيل بود ! » چه مىشود ؟ فرمود : دو جهت دارد : يكى اينكه چقدر بخيل است ! گفتهء مردم و گفتار بد ديگران دربارهء اوست ! جهت ديگر اينكه مىفرمايد : چه بخيل است ! راجع به عقيدهء نادانان است كه دربارهء او مىگفتند !
سپس فرمود : بهخدا سوگند آنچه را كه به سليمان دادند و آنچه را كه ندادند و آن را كه به هيچكس از مردم عالم ندادند به ما ( آل محمّد ) دادند ، خداى عزّ و جلّ در داستان سليمان فرموده است :
« هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ »
« 1 » ولى در داستان محمّد صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد :
« وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
« 2 »
»
. « 3 »
روايت امام عليه السلام دربارهء زكريا عليه السلام
1 - كلينى از ابراهيم بن مهزم با يك واسطه از امام كاظم عليه السلام نقل كرده است ، فرمود : « يحيى بن زكريّا گريه مىكرد و نمىخنديد ولى عيسى بن مريم هم مىخنديد و هم گريه مىكرد ، آنچه عيسى عليه السلام مىكرد بهتر از آن
هامش
( 1 ) - ص / 39 : اين عطاى ماست ، به هر كس مىخواهى ببخش و از هر كس مىخواهى امساك كن وحسابى بر تو نيست .
( 2 ) - حشر / 7 : آنچه را كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم آورده است بگيريد و آنچه را كه نهى كرده است ، خوددارى كنيد .
( 3 ) - علل الشّرايع : 1 / 67 و المعانى : ص 353 .