تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
سال بقدرى باران آمد كه هرگز چنان بارانى نيامده بود ! » . « 1 » 3 - صدوق از على بن يقطين نقل كرده است ، مىگويد : به امام كاظم عليه السلام گفتم : آيا ممكن است پيامبر خدا بخيل باشد ؟ فرمود : « نه » گفتم : پس اين حرف سليمان كه مىگويد :
« قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ »
« 2 » چه دليلى دارد و معناى آن چيست ؟ فرمود : « سلطنت دو نوع است : يكى را با زور و غلبه و ستم و گزينش و اختيار مردم به‌دست مىآورند و ديگرى از جانب خداى تعالى فراهم مىشود مانند سلطنت آل ابراهيم و سلطنت طالوت و ذوالقرنين . ازاين‌رو سليمان گفت : سلطنتى به من عطا كن كه پس از من كسى را سزاوار نباشد ، تا بگويد : من آن را به زور و غلبه و اختيار و گزينش مردم گرفته‌ام ! پس خداى تعالى « باد را براى او مسخّر كرد تا مطابق فرمانش به نرمى حركت كند و به هر جا او اراده كند برود ، صبحگاهان مسير يك ماه و شامگاهان مسير يك ماه را برود . و شياطين و هر بنّا و غوّاصى از آنها را خداوند براى او مسخّر كرد و زبان پرندگان را به او آموخت و او را در زمين متمكّن ساخت » « 3 » مردم دانستند هم در آن زمان و هم پس از وى كه سلطنت او شبيه هيچ سلطنتى از برگزيدگان مردم و پادشاهان به غلبه و
هامش
( 1 ) - كافى : 8 / 246 . ( 2 ) - ص / 35 : پروردگارا ! مرا ببخش و ملك و حكومتى به من عطا كن كه بعد از من سزاوار هيچ كس نباشد . ( 3 ) - قسمت داخل گيومه برگرفته ( از آيات سوره ص / 37 و سبا / 12 ) است .