پاسخى است به نداى ابراهيم عليه السلام كه در آن روز از طرف خدا مردم را براى حج ندا داد » . « 1 »
2 - از سماعة بن مهران نقل كرده ، مىگويد : از امام كاظم عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « اگر هيچكس دردنيا نباشد مگر يك نفر ، خدا را عبادت مىكند و اگر با او ديگرى هم ، علاوه بر او باشد خدا را عبادت خواهند كرد ، چرا كه خداى متعال مىگويد :
« إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ »
« 2 » به اين ترتيب آنچه خدا خواسته بود پايدارى كرد و آنگاه خداى تبارك و تعالى او را با اسماعيل و اسحاق انس بخشيد و سه تن شدند » . « 3 »
روايات امام عليه السلام دربارهء موسى عليه السلام
1 - صدوق از حسن بن علىّ بن فضال به نقل از امام كاظم عليه السلام آورده است ، فرمود : ماه از بنىاسرائيل پنهان شد ، خداوند به موسى عليه السلام وحى كرد : استخوانهاى يوسف را از مصر درآور ! و به او وعده داد كه هرگاه استخوانهاى يوسف عليه السلام را درآورد ، ماه طلوع كند ! موسى عليه السلام از جاى استخوانهاى يوسف عليه السلام پرسيد چه كسى مطّلع است ؟ گفتند : پيرزنى از آن اطّلاع دارد ، دنبال او فرستاد پيرزن را آوردند كه هم زمينگير و هم
هامش
( 1 ) - تفسير عياشى : 2 / 232 .
( 2 ) - نحل / 120 : براستى كه ابراهيم خود امّتى بود ، بندهء مطيع خدا ، همواره در خط مستقيم و طريقحق گام مىسپرد و هرگز از مشركان نبود .
( 3 ) - تفسير عياشى : 2 / 274 .