تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
زراعتى رسيده باشد و شيرى كه بدوشند به‌جا گذاشتى ؟ ابراهيم عليه السلام با شنيدن اين سخنان دلش سوخت اشك از چشمانش جارى شد ، راه افتاد تا به در بيت اللَّه الحرام رسيد و دو طرف در كعبه را گرفت و عرض كرد :
« رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ »
. « 1 » امام عليه السلام فرمود : خداوند به ابراهيم عليه السلام وحى كرد : بالاىِ كوه ابوقبيس برو ! مردم را ندا ده ! : اى تودهء خلايق ! خداوند شما را به زيارت اين خانه كه در مكّه محترمه است فرمان مىدهد ، هر كه توانايى آمدن را داشته باشد از طرف خداوند واجب است ! پس ابراهيم عليه السلام بالاى كوه ابوقبيس رفت با صداى هر چه بلند مردم را ندا داد : اى تودهء خلايق ! خداوند شما را به زيارت اين خانه كه در مكه محترم است فرمان مىهد هر كه توان آمدن به آن را داشته باشد از جانب خدا واجب است . امام عليه السلام فرمود : خداوند صداى ابراهيم را به‌قدرى كشاند كه اهل مشرق و مغرب و ما بين آنها تمام كسانى كه خداوند مقدّر ساخته و در قضاى الهى گذشته بود ؛ در صلب پدران ، نطفه بودند و همهء آنها كه در قدر و قضاى الهى گذشته بود ، در رحمِ مادران بودند تا روز قيامت همگى شنيدند ! اى فضل ! از آنجاست كه حج بر تمام خلايق واجب شده و لبيك گفتن حاجى در روزهاى حج
هامش
( 1 ) - ابراهيم / 37 . اوّل آيه به‌جاى اللهُمّ در قرآن رَبَّناست : پروردگارا ! من بعضى از فرزندانم را در سرزمينى بى آب و علف در كنار خانه‌اى كه حرم توست ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند پس دل‌هاى گروهى از مردم را متوجه ساز ! و مهر آنها را در دلهايشان بيفكن و آنها را از انواع ميوه‌ها بهره‌مند كن شايد شكر نعمت‌هاى تو را ادا كنند .