مىگيريد . همانا صحيفهاى در نزد اهلبيت اوست حتّى ديهء خراش پوست بدن انسان در آن آمده است » .
سپس فرمود : « ابوحنيفه از كسانى بود كه مىگفت : علىّ چنين مىگويد و من چنان مىگويم ! » . « 1 »
10 - همو از سماعه نقل كرده است مىگويد : به امام كاظم عليه السلام عرض كردم : آيا براى همه چيز كتاب خدا ( قرآن ) و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دستورى دارد يا شما به رأى و نظر خود مىگوييد ؟ فرمود : « بلكه هر چه را كه ما مىگوييم در كتاب خدا و سنّت پيامبر خدا آمده است » . « 2 »
11 - همو از سماعه نقل كرده است ، مىگويد : از امام كاظم عليه السلام پرسيدم و گفتم : مردمانى از ما شيعيان پدر و جد شما را ديده و از ايشان حديث شنيدهاند ، چه بسا يكى از اصحاب ما به چيزى مبتلا مىشود و چيزى نزد ايشان نيست تا فتوا دهند ولى شبيه آن چيزى را كه شنيدهاند وجود دارد آيا مىتوانند قياس كنند ؟ فرمود : « هيچ چيزى نيست مگر اينكه در كتاب و سنت ( حكم آن ) آمده است » . « 3 »
12 - از محمّد بن حكم نقل كرده است مىگويد : به امام كاظم عليه السلام گفتم :
ما بينش دينى داريم و رواياتى به ما رسيده است ولى مردى مىآيد كه مسأله كوچكى دارد ، نزد ما چيزى دربارهء عين آن چيز نيست اما حكم چيزى شبيه آن هست آيا مىتوانيم با آن مقايسه كنيم ؟ فرمود : « نه ، شما را به قياس چه كار ، چه بسيار كسانى وسيلهء قياس هلاك شدند » . راوى
هامش
( 1 ) - بصائر الدّرجات : ص 150 .
( 2 ) - همان : ص 301 .
( 3 ) - همان : ص 302 .