آنگاه فرمود : « خدا ابوحنيفه را لعنت كند ! مىگفت : على عليه السلام چنين گفته است و من چنين مىگويم ، صحابه چنان گفتهاند و من چنين مىگويم » .
سپس پرسيد : « آيا تو با او همنشين شدهاى ؟ » گفتم : نه ولى مىدانم كه حرفش همين است . عرض كردم : خداوند امر شما را اصلاح كند ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آيا براى مردم آورده است آنچه را كه در زمان خودشان به آن اكتفا كنند ؟ فرمود : « آرى و آنچه را كه تا قيامت نياز دارند » . گفتم : آيا چيزى از آن نابود شده است ؟ فرمود : « نه بلكه در نزد اهلش محفوظ است » . « 1 »
3 - همو از عثمان بن عيسى نقل كرده است ، مىگويد : از امام كاظم عليه السلام راجع به قياس پرسيدم ، فرمود : « شما را به قياس چه كار ؟ از خدا نمىپرسند : چگونه چيزى را حلال و چگونه حرام كرده است ! » . « 2 »
4 - برقى به نقل از محمّد بن حكيم آورده است ، مىگويد : به امام كاظم عليه السلام گفتم : فدايت شوم ! خداوند به بركت شما ما را در دين بينا ساخت و از مردم ديگر بىنياز گردانيد ! بهطورى كه اگر جمعى از ما در انجمنى باشيم كسى از رفيق خود مسألهاى نپرسد خودش مسألهاى را و جوابش را مىداند اين لطفى است كه خدا بهخاطر شما بر ما منّت نهاده است ، ولى چه بسا موضوعى براى ما پيش آيد كه در آن حكمى از شما و پدران شما نرسيده است پس ما به بهترين و مناسبترين اطّلاعاتى كه داريم موافقتر با آن موضوع است ، به آن عمل مىكنيم ؟
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 57 .
( 2 ) - همان . يعنى اين شما هستيد كه مورد سؤال واقع مىشويد نه خدا - م .