تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
در « فيد » « 1 » ديدم كه ظرف ( مشك كوچك ) را پر از شن بيابان مىكند و مىنوشد ! از آن بابت شگفت‌زده شده‌ام ، از او خواستم مرا هم بنوشاند و نوشاند ، ديدم آرد نرم آميخته با شكر است ! همين داستان را به شعر درآورده‌اند : از شقيق بلخى آنچه را كه از او ( امام ) مشاهده كرده و آنچه را كه به چشم خود ديده بپرس ! گويد : چون راهى حج بودم كسى را ديدم لاغر اندام و رنگ پريدهء گندمگون تنها حركت مىكرد بىزاد و توشه و من همچنان دربارهء او مىانديشيدم گمان كردم او از مردم گدايى مىكند ! و ندانستم كه او خود حج اكبر است ! سپس وقتى كه فرود آمديم او را ديدم بىهيچگونه تقيّدى « 2 » روى شن‌هاى سرخ‌رنگ شنها را داخل ظرف مىريزد و مىنوشد ! او را درحالى صدا زدم كه عقلم سرگردان بود جرعه‌اى بر من بنوشان ! چون مرا نوشاند ديدم آرد نرمى است آميخته با شكر از حاجيان پرسيدم : اين كيست ؟
هامش
( 1 ) - نام منزلى در بين راه مكه ( لسان العرب : 3 / 342 ) - م . ( 2 ) - عبارت « دون قيد » ترجمه شد ولى محتمل است « دون فيد » يعنى نزديكى فيد باشد - م .