گفتند : اين امام موسى بن جعفر است . « 1 »
ابن الغار بغدادى مىگويد :
او را معجزهء « چاه » است از او بپرس !
آن كه داستان را نقل كرده است تا به حقيقت آن پى ببرى
و نزد ما داستان زندان است كه براى زندانبانان
در زندان فرمودهء او آشكار شد و داستان مشهور است !
سپس ( زندانبان ) گفت : بهخدا ايمان آوردم
و به اين كه موسى بن جعفر عليهما السلام امام است .
و آن پرنده را بهخاطر آور كه از جانب
امام عليه السلام آن نامه و بشارت را آورد !
و غذايى را نزد وى آوردند درحالى كه
احساس خطر كرد ، نپذيرفت و رد كرد !
از آن فاصله گرفت و گفت : حرام است
خوردن اين غذا ! و اعتراض كرد !
و نيز داستان آن دو جوان را بهخاطر آور
كه در آن ماجرا برترى وى عقلها را ربود و آشكار شد
آنجا بود كه دست از مذهب خود شست
درحالى كه يارانش را دوست مىداشت و دگرگون گشت !
هامش
( 1 ) - با اينكه مؤلّف متن ، در آخر اشعار يك منبع را آورده ، ولى داستان شقيق و اين اشعار در منابع زيادى آمده است ، از جمله : مطالب السّؤول : ص 84 ؛ بحارالأنوار : 11 / 55 و همچنين در مناقب و تحليلى از زندگانى امام كاظم عليه السلام : ج 1 / 11 - م .