رفت . « 1 »
محدّث جليل شيخ عباس قمى مىنويسد : زيدالنّار تا آخر خلافت متوكل زندگى كرد و در سامرا از دنيا رفت ، وى همنشين المنتصر بود . سعيد بن سهل مىگويد : زيد بن موسى عليه السلام بارها به عمر بن فرج شكايت كرد و از او خواست كه وى را بر پسر برادرزادهاش ( امام جواد ) مقدم بدارد و مىگفت : او نوجوان است و من عموى پدر او هستم ! عمر گفت : اين مطلب مربوط به ابوالحسن است ! تا اينكه گفت : اين كار را نكن و فردا مرا جلوتر از او بنشان ! بعد ببين چه مىشود ، فردا كه شد ، عمر ، امام رضا عليه السلام را احضار كرد و او در بالاى مجلس نشست سپس به زيد بن موسى اجازه داد و او وارد شد ، مقابل امام عليه السلام نشست سپس به امام رضا عليه السلام اجازه داد ، همين كه واردشد و زيد او را ديد از جاى خودش برخاست و آن حضرت را بهجاى خود نشاند ! « 2 »
6 - حمزة بن موسى الكاظم عليه السلام كنيهاش ابوالقاسم و مادرش امّولد ، فرزندان زيادى در ديار عجم ( ايران ) دارد . ابن عنبه مىگويد : از وى دو پسر به نامهاى قاسم و حمزه بهجا ماند . على بن حمزه بدون اولاد از دنيا رفت و در شيراز بيرون دروازهء اصطخر مدفون و قبرش زيارتگاه است .
و اما حمزة بن حمزة بن موسى عليه السلام مادرش امّولد بود و در خراسان از ديگران جلوتر بود و بازماندگان اندكى داشت كه بعضى از آنها در بلخ ( مدفون ) هستند .
سيدامين مىگويد : ابوالمكارم حمزة بن امام موسى كاظم عليه السلام در كتاب
هامش
( 1 ) - عيون الأخبار : 2 / 233 .
( 2 ) - سفينة البحار : 1 / 578 .