تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
صدوق از ابن ابى عبدون به نقل از پدرش آورد است ، مىگويد : چون زيد بن موسى عليه السلام برادر اما رضا عليه السلام را نزد مأمون آوردند كه در بصره خروج كرده بود و خانه‌هاى عباسيان را آتش زده بود - اين اتفاق در سال 199 رُخ داد - او را زيدالنّار گفتند . مأمون به وى گفت : تو در بصره خروج كردى و خانه‌هاى دشمنان ما بنىاميّه ، ثقيف ، عدى ، باهله و آل‌زياد را واگذاشتى و تنها خانه‌هاى عموزاده‌هايت را هدف گرفتى ؟ زيد به شوخى گفت : يا اميرالمؤمنين [ ! ] از هر جهت من اشتباه كردم ، اگر دوباره برگردم از خانه‌هاى دشمنان شروع مىكنم ! مأمون خنديد و او رانزد برادرش امام رضا عليه السلام فرستاد و گفت : جرم او را به شما بخشيدم ! همين كه او را خدمت امام عليه السلام آوردند ، سرزنش كرد و رها ساخت و سوگند ياد كرد كه تا زنده است هرگز با او سخن نگويد ! « 1 » همو ( صدوق ) از على بن احمد نسب‌شناس به نقل از اساتيدش آورده است كه زيد بن موسى عليه السلام هم‌نشين مستنصر بود و او در زبانش حرف زايدى داشت و زيدى مذهب بود . زيد ، بغداد كه مىآمد كنار رود كرخايا منزل مىگرفت و همو بود كه در زمان ابوالسّرايا دركوفه فرمانروا شد . چون ابوالسّرايا را كشتند ، طالبيان پراكنده شدند و همين زيد بن موسى هم متوارى شد ، حسن بن سهل او را جست تا پيدا كرد ، او را آوردند و بازداشت نمود ، سپس احضار كرد تا گردنش را بزند و جلاد شمشير را كشيد تا گردنش را بزند حجاج بن خثيمه در آنجا حاضر بود ، گفت : اى امير ! اگر صلاح مىدانيد عجله نكنيد ، بگذاريد من نزد شما بيايم ، نصيحتى
هامش
( 1 ) - عيون الأخبار : 2 / 232 .
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 281 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى