« خداى عزّوجلّ به بندهاش بشارت مىدهد ، او با زن و فرزندش مىآيد تا آنجا كه عرصهاى از عرصههاى عرفه را مىبندد ، خداوند مىفرمايد :
بندهام را فرا خواندم او اجابت كرد . » . « 1 »
76 - ابن ابى الحديد مىگويد : از محمّدبن علىّ الباقر عليهما السلام راجع به آنچه مردم مىگويند : ابوطالب در دور رسى از آتش دوزخ است ، پرسيدند ؛ فرمود : اگر ايمان ابوطالب را در يك كف ترازو و ايمان تمام اين خلق را در كف ديگر ترازو بگذارند به يقين ايمان وى برتر خواهد بود .
سپس فرمود : « آيا شما ندانستهايد كه اميرالمؤمنين عليه السلام در زمان حياتش دستور مىداد كه از طرف عبداللَّه ( پدر پيامبر ) و پدر وى و نيز از طرف ابوطالب اعمال حج بجا آورند وانگهى در وصيّت خود نسبت به حج ايشان توصيه فرمود . » . « 2 »
77 - همو مىگويد : گويند كه محمّدبن علىّبن حسين عليهم السلام چنان بود كه مىفرمود : استعاذه ( گفتن پناه به خدا از چنين گرفتارى و بيمارى ) را نبايد شخص مبتلا بشنود ؛ او كنيز و غلام خود را نهى مىكرد از اين كه به مستمند بگويند : اى گدا ! در حالى كه وى سرور فقهاى حجاز بود وى كسى بود كه جعفر ( صادق ) عليه السلام پسر او فقه را به مردم آموخت و او خود ملقّب به باقر است . و باقرالعلم لقب او را رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به او داده در حالى كه هنوز آفريده نشده بود ، به آمدن او بشارت داد و به جابربن عبداللَّه ديدن او را وعده داد و فرمود : « به زودى آن را در خردسالى خواهى ديد و چون او را ديدى سلام مرا به او برسان ! » پس جابر زنده
هامش
( 1 ) - تاريخ جرجان : ص 323 .
( 2 ) - شرح نهج البلاغه : 14 / 68 .