مىپرد گويد : اى فرشتهء مرگ ! مرا بازگردان ! ملك الموت گويد :
« كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها »
« 1 » مىگويد :
اى ملك الموت ! من مال و زن و فرزند و قبيله و آنچه در دنيا دارم به كه بسپارم ؟ ملك الموت گويد : آنها را به ديگرى واگذار و خود راهى دوزخ شو ! با آن سيخها ضربتى او را مىزند كه هيچ عضوى از او نمىماند مگر پاره پاره و آويخته به رگ و مِفْصَلى مىشود سپس او را به شدت مىكشد و روحِ او از پاها بيرون تا به زانوها مىرسد ، به يارانش فرمان مىدهد با تازيانهها او را مىزنند سپس او را بلند مىكند و تلخىهاى مرگ و نكبتهاى آن را به وى پيش از خروج روح ، مىچشاند به طورى كه گويى با هزار شمشير او را زدهاند ! اگر او را قوّت جن و انس بود هر آينه ناله سر مىداد و رگ و پى او در وقت جان كندن همانند سيخهاى پرشاخهاى است كه بر پشم ترى آويخته باشد سپس بر او بپيچد . به هيچ عضوى نمىرسد مگر بيرون شدن روح كافر از رگ و پى و هر عضو و بند و موى او اين چنين بيرون مىشود و چون به حنجره و گلوگاه مىرسد ، فرشتگان به صورت و نشيمنگاه او مىزنند و گويند :
« أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَ كُنْتُمْ عَنْ آياتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ »
« 2 »
.
و همان است قول خداى تعالى :
« يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ
هامش
( 1 ) - مؤمنون / 100 : نه ، هرگز ! اين سخنى است كه او به زبان مىگويد .
( 2 ) - انعام / 93 : جان خود را خارج سازيد خواهى ديد كه وضع آنها بسيار اسفناك است ، امروز مجازات خوار كنندهاى خواهيد شد به خاطر دروغ بستن به خدا و ديگر استكبارتان .