مىرسانند به نام چشمهء حيوان ؛ از آب آنجا برايشان مىپاشند ، آنها همانند زراعت مىرويند ؛ گوشتشان ، پوستشان و موهايشان مىرويد . » . « 1 »
دوزخ و اوصاف آن
1 - شيخ مفيد از جابربن يزيد جعفى به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « چون خداوند بخواهد كافر را قبض روح كند ، به ملك الموت مىفرمايد : به سراغ دشمن من برو تو و يارانت كه من او را مبتلا كردهام و خوب مبتلا كردهام ! او را به دارالسّلام فرا خواندم ولى او خوددارى كرد ، جز بدگويى به من و كفران نعمت مرا قبول نكرد ؛ مرا در عرشم ناسزا گفت ، روح او را بگير و به رو در آتش انداز !
پس ملك الموت به سراغ او مىرود با چهرهء زشت ؛ چشمانش مانند برق رباينده مىدرخشد و صدايش چون غرّش و تندر رعد ، رنگش مانند شب تيره ، نفسش مانند شرارهء آتش ، سرش در آسمان و يك پا در مشرق و پايى در مغرب ، قدمهايش در هوا ، همراهش سيخهايى پرشاخه و به همراهش پانصد فرشته با تازيانه هايى از دل جهنم كه تازيانهها شعله مىزنند از حرارت آتش جهنم و همراهشان پلاسى خشن و قطعاتى از آتش جهنّم .
سپس فرشتهاى از خازنان جهنم بر او وارد مىشود به نام سحقطائيل او را شربتى از آتش مىآشاماند كه همواره از آن تشنه است تا وارد دوزخ گردد . و چون ملك الموت را ببيند چشمش خيره و عقل از سرش
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار : 8 / 360 .