تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
خدا خواسته است مىمانند ، اين است قول خداى تعالى :
« فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً »
« 1 » . سپس فرمود : « مناديى از بالاى عرش ندا دهد : پيامبر امىّ كجاست ؟ مردم بگويند : اين ندا به گوشمان رسيده ، هرگز ! او را به نام بخوان ! مناديى ندا مىدهد : كجاست پيامبر رحمت محمّدبن عبداللَّه ؟ پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بپاخيزد و جلوى تمام مردم بيايد تا كنار حوض كوثر برسد كه طول حوض به قدر فاصله « ايله » و « صنعاء » است ، آنجا بايستد سپس صاحب شما را ندا دهد : او جلوى مردم مىآيد و با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىايستد . آنگاه به مردم اجازه داده مىشود مىآيند و بعضى وارد حوض مىگردند و بعضى را بر مىگردانند و چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كسانى را از دوستداران ما اهل بيت مىبيند بازگردانده شدند ، مىگريد و عرضه مىدارد : پروردگارا ! شيعهء على ! پروردگارا شيعهء على ! پس خداوند فرشته‌اى را مىفرستد ، مىپرسد : يا محمّد ! چرا گريه مىكنى ؟ مىفرمايد : چگونه گريه نكنم كه مىبينم مردمانى از شيعيان برادرم علي بن ابى طالب عليه السلام در برابر چشم اهل دوزخ برگشتند و از ورود به حوض من منع شدند . پس خداوند عزّوجلّ مىفرمايد : يا محمّد ! همهء آنها را به تو بخشيدم و به خاطر تو از گناهان آنها گذشتم و آنها را به تو و به كسانى از ذريّهء تو ملحق ساختم كه دوست مىداشتند و آنها را در زمرهء تو قرار دادم و وارد حوض تو كردم و شفاعت تو را دربارهء ايشان پذيرفتم و بدان وسيله تو را گرامى داشتم .
هامش
( 1 ) - طه / 108 : و جز صداى آهسته چيزى نمىشنوى .