تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة هياكل النور ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
به عنين ماند كه لذّت وقاع 396 را 397 انكار كند ؛ وترجيح حال بهايم كرده باشد بر حال فرشتگان وپاكان .

الهيكل السّابع

398 ( 39 ) بدان كه نفس ناطقه از جوهر ملكوت است وأو را قوّت‌هاى تن ومشاغل اين 399 عالم از عالم خود باز داشته است وهر گه كه نفس قوى گردد به فضائل روحاني ، وسلطان قواى بدني ضعيف شود به سبب كم خوردن وكم خفتن ، باشد كه نفس خلاص يابد وبه عالم قدس پيوندد واز أرواح قدس ، معرفت‌ها حاصل كند ؛ ونيز باشد كه به نفوس أفلاك پيوندد ، كه ايشان عالم‌اند به لوازم حركات خود . واز ايشان 400 علم غيب تلقّى كند 401 در خواب وبيدارى همچو آينه‌اى كه در مقابل چيزى آيد كه بر وى نقش‌ها بود ، آن نقش [ ها ] در آينه حاصل شود ؛ وباشد كه نفس مشاهدت امر عقلي كند ، ومحاكات آن 402 متخيّله بكند ومنعكس شود به عالم حسّ ؛ همچنان كه از حسّ منعكس مىشود به معدن تخيّل ؛ وبه اعتبار آن محاكات ، مشاهدت صورت عجيب كند كه با وى سخن مىگويد . ويا كلمه‌ها شنود منظوم ولكن شخص نه بيند ، ويا باشد [ كه ] صورت غيب بيند 403 وآن صورت كه بيند چنان نمايد كه بر بالا مىرود وبه زير مىآيد ، وبر مفارق أوصاف جسم محال باشد از صعود وهبوط ؛ پس لازم آيد كه آن شبح سايهء أو باشد ، جسماني ومحاكات أحوال روحاني كند .