مقصودش از اين آيه پيامبر نبود و تنها نظرش به مؤمنان نسبت به يكديگر بود ، ايشان را از چيزى مانع شد كه بر آن همّت گمارده بودند . » . « 1 »
8 - از ابوحمزه نقل كرده است ، مىگويد : امام باقر عليه السلام از آدم عليه السلام ياد كرد ؛ موقعى را كه خداوند او را در بهشت جا داد و فرمود : آى آدم ! به اين درخت نزديك نشو ! آدم عرض كرد : آرى پروردگار من ! و استثنايى قائل نشد ، از اين رو به پيامبرش فرمان داد و گفت :
« وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »
« 2 » ( مگر خدا بخواهد كه ) من انجام ندهم ، پس خواست خدا بر انجام ندادن من پيشى گرفته است در نتيجه من قادر بر انجام آن كار نيستم .
فرمود : « به همين دليل خداوند فرمود :
« وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ »
« 3 » يعنى خواست و ارادهء خدا را در كار خودت استثنا كن ! » . « 4 »
10 - از جابر نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام شنيدم ، مىفرمود : « به خدا سوگند كه مردى از ما اهل بيت سى صد و نه سال پس از مرگش مالك زمين مىشود ؟ » گفتم : چه وقت اين اتّفاق مىافتد ؟
فرمود : « پس از درگذشت قائم عليه السلام »
گفتم : چه وقت قائم در عالم خود مىماند و بعد مىميرد ؟ فرمود : « از روز قيامش تا روز درگذشتش نوزده سال ، » . گفتم : بنابراين پس از درگذشت او هرج و مرج مىشود ! فرمود : « آرى پنجاه سال ، سپس همان
هامش
( 1 ) - تفسير عياشى : 2 / 324 .
( 2 ) - كهف / 23 و 24 : هرگز در مورد كارى نگو : من فردا آن را انجام مىدهم .
( 3 ) - همان / 24 : هنگامى كه ياد خدا را فراموش كردى ( بعد ) به خاطر بياور !
( 4 ) - تفسير عياشى : 2 / 324 .