قول خداى تعالى :
« وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما »
« 1 » آورده است ، فرمود : « به خدا سوگند كه زر و سيمى در كار نبود بلكه لوحى بود كه چهار كلمه نوشته بود : من خداى يگانهام خدايى جز من نيست و محمّد فرستادهء من است ، در شگفتم از كسى كه به مردن يقين دارد چگونه دل خوش است ؟ ! و تعجّب مىكنم از كسى كه به حساب ( روز جزا ) يقين دارد چگونه در طول سال مىخندد ؟ ! و در شگفتم از كسى كه به قَدَر يقين دارد چگونه خدا را در روزى رسانيش ديركرد مىداند ؟ ! و عجب دارم از كسى كه آفرينش نخست ( دنيا ) را مىبيند چگونه منكر عالم آخرت مىشود ؟ ! » . « 2 »
5 - عياشى از ابوبصير به نقل از امام باقر عليه السلام دربارهء آيه :
« لِيُنْذِرَ بَأْساً شَدِيداً مِنْ لَدُنْهُ »
« 3 » آورده است ، فرمود : « عذاب سخت علىّ عليه السلام است كه از جانب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با دشمنان خدا جنگيد و آن است قول خداى تعالى :
« لِيُنْذِرَ بَأْساً شَدِيداً مِنْ لَدُنْهُ » .
« 4 »
6 - از حسنبن صالح نقل كرده ، مىگويد : امام باقر عليه السلام فرمود :
« يُبَشِّرُ
قرائت نكنيد بلكه بشر ظاهر پوست است » . راوى مىگويد : بعدها پشت سر حسن ( بصرى ! ) نماز خواندم ، او تبشّر قرائت كرد . « 5 »
7 - از بطّيخى به نقل از امام باقر عليه السلام دربارهء قول خداى تعالى :
« لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً »
« 6 » آورده است ، فرمود : « البته
هامش
( 1 ) - كهف / 82 : و زير آن ديوار گنجى متعلق به آنها بود .
( 2 ) - الخصال : ص 236 .
( 3 ) - كهف / 2 : تا ( بدكاران ) را از عذاب او بترساند .
( 4 ) - تفسير عياشى : 2 / 321 .
( 5 ) - همان : 2 / 321 : ظاهراً اشاره به آيه دوم سورهء كهف دارد - م .
( 6 ) - كهف / 18 : اگر نگاهشان مىكردى از آنان مىگريختى و سر تا پاى تو از ترس پر مىشد .