چون منسوب به مكّه ( اّمّ القرى ) بود . و آن است قول خداى تعالى :
« لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها »
« 1 » بنابراين امّالقرى مكه است از اين رو به وى ( پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم امّى گفتهاند » . « 2 »
5 - مفيد از جابر جعفى نقل كرده است ، مىگويد : شبى از شبها خدمت امام باقر عليه السلام بودم ، آيهء :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ »
« 3 » قرائت كردم ، فرمود : « ساكت باش جابر ! چگونه قرائت كردى ؟ ( دوباره ) قرائت كردم فرمود : « اين آيه تحريف شده است ! » عرض كردم : براى خداوند مرا فداى شما كند ! پس چگونه قرائت كنم ؟ فرمود :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ » .
جابر ! آيه چنين نازل شده است ، زيرا اگر سعى بود بايد دويدن در كار باشد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آن را بد مىدانست ، چنان بود كه همواره از اين كه مردى به سوى نماز بدود ناراضى بود .
جابر ! مىدانى چرا روز جمعه را جمعه گفتند ؟ » گفتم : خدا مرا فداى شما كند شما به من بفرماييد ! فرمود : « جابر ! از آن جهت جمعه را جمعه گفتهاند كه خداى عزّوجلّ در آن روز اوّلين و آخرين و تمام آفريدگان خود را از جنّ و انس و هر چه را كه پروردگارمان آفريده است ؛ آسمانها ، زمينها ، درياها ، بهشت و دوزخ ، همه را روز ميثاق گرد آورد و از آنها براى پروردگارى خود و نبوّت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و ولايت على عليه السلام پيمان گرفت
هامش
( 1 ) - شورى / 7 : تا مردم مكه و پيرامون آن را انذار كنى .
( 2 ) - بصائر الدّرجات : ص 226 .
( 3 ) - جمعه / 9 : ترجمه گذشت - م .